۱۳۸۶ فروردین ۲۰, دوشنبه

همه ما آبیم

به نام او
وبلاگ سلمان را می خواندم طاقتم طاق می شود از جا بلند می شوم خودم را نگه می دارم که به دیوار مشت نزنم در عوض تکرار می کنم : همه ما آبیم!...همه ما آبیم
به هم اتاقیم چیزی نمی گویم خوشم می آید که بسوزم حیف است که خالی شوم
********************************
توضیح : سلمان یکی از دوستان قدیم است که در آمریکا درس می خواند و تجربه های دیگری دارد این هم آدرس وبلاگش
در مورد آب هم ر.ک لینک پست قبلی

هیچ نظری موجود نیست: