۱۳۸۶ فروردین ۲۶, یکشنبه
به نام او
دلقک پادشاه را در آغوش گرفت ، بغض پادشاه ترکید و گفت : ... هیچ کس ... دلقک زمزمه کرد: ... می دانم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر