به نام او
این جمله هنرها و آرایش ها چون نشاندن گوهرهاست بر پشت آینه. روی آینه از آن فارغ است. روی آینه را صفا می باید. آن که او
روی زشت دارد، طمع در پشت آینه کند، زیرا که او غماز است و آن که خوبروست، او روی آینه را به صد جان می طلبد زیرا که روی آینه مظهر حسن اوست
یوسف مصری را دوستی از سفر رسید. گفت :جهت من چه ارمغان آوردی؟
گفت : چیست که تو را نیست و تو به آن محتاجی؟ الا جهت آن که از تو خوبتر هیچ نیست، آینه آورده ام تا هر لحظه روی خود را در وی مطالعه کنی
چیست که حق تعالی را نیست و او را به آن احتیاج است؟ پیش حق تعالی، دل روشنی می باید بردن تا در وی خود را ببیند
%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%
مقالات مولانا (فیه ما فیه) ویرایش متن جعفر مدرس صادقی-تهران نشر مرکز چاپ ششم 1384
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر