۱۳۸۶ آبان ۱۳, یکشنبه

مقالات شمس: توبه نَصّوح

به نام او
بعضی گفته اند که شخصی بود که روی او روی زنان بود، اما او مرد بود و آلت مردان داشت: کامل، بی علّت و بی عنّت. در حمّام زنان دلّاکی کردی. سی سال این کار می کرد. تا روزی، در حمّام، مرواریدی بزرگ از گوش دختر ملک گم شد. گفتند " در حمام گم شده است. فرو روید، تا سوراخ بینی همه را بجویید!" و سرهنگان در و بام حمّام را گرفته. او در خلوتی در آمد. از ترس می لرزید که "نوبت به من خواهد رسیدن" و سجده ی پیاپی می کرد و عهد می کرد با خدا که "اگر این بار خلاص یابم، باقی همه عمر گرد این حرکت نگردم. خدایا، بعد از این، دلّاکی زنان نکنم. اقرار کردم به خدایی تو. اگر این بار از من دفع گردانی، هرگز نصّوح به این گناه باز نگردد." ء
در این تضرّع بود که آواز آمد که "همه را جستیم. نصّوح را بجویید!" ء
بی هوش شد به حق پیوست سرش.ء
آواز آمد که "یافته شد."ء
گفتند "لا حول در حقّ او گمان بد بردیم. تا بیاید دختر ملک را بمالد که البتّه مالیدن او می خواهد."ء
نصّوح گفت" دست من امروز به کار نیست درد زُهم گرفته است و تب."ء

صحابه توبه کردندی و باز شکستندی. فرمود که "همچون توبه نصّوح توبه کنید که او سی سال دیگر بزیست، هرگز رجوع نکرد."

همان مقالات شمس صفحه 35-36

هیچ نظری موجود نیست: