به نام او
هنوز از دیدن این تصاویر سیر نشده ام هنوز هم کتاب را ورق می زنم نه تنها به بهانه ی زیبایی این تصاویر که راستی هر کدامشان می تواند مدل یکی از طراحیهای من باشد که از آن مهمتر جواب همان سوالی که همیشه داشته ام همان که آیا راستی راستی این هندوانه هایی که ما خودمان زیر بغل خودمان می گذاریم کیلویی چند می ارزد؟ یعنی پدر هایمان چه شکلی بوده اند؟ چه طوری زندگی می کرده اند و از این قبیل.
بحث بر سر جواب باشد برای بعد بر گردیم سر وقت کتاب؛ نام کتاب" ایران از نگاه سوروگین" است. که شامل مجموعه عکسهای اواخر قرن نوزدهم ایران، از موزه ملی نژاد شناسی لیدن هلند می باشد اینکه این عکسها چطور از آنجا سر در آورده اند و بعد چه طور دوباره از اینجا چیزی است که بخش بیشتر مقدمه های کتاب را شامل می شود. اما در باب حضرت سوروگین خان یا کاملتر مسیو آنتوان خان سوروگین(حدود سالهای 1840-1933 ) که تا جایی که من می دانم قدیمی ترین عکسهای ایران حاصل تلاشهای ایشان است.

متن زیر تخلیصی از بخشهایی از این کتاب است.
سوروگین حدود سال 1840 در سفارت روسیه در تهران متولد شد و سالهای اولیه زندگی اش را در این کشور بسر برد. احتمالاً همین امر موجب آن شد که او بعدها یکی از ستایشگران ایران و ایرانیان گردد. سوروگین بعد از تحصیلاتش در رشته نقاشی در تفلیس یک دوره عکاسی گذراند و بعد از آن تصمیم گرفت تا به ایران باز گشته و فرهنگ زندگی ایرانیان را به صورت مستند عکس برداری کند.
در روسیه، عکاسان بسیاری برای ثبت تصاویری از زندگی و اقوام و گروههای نژادی به مناطق گوناگون عزیمت می کردند. جوامع عکاسی حتی به عکاسان آموزش می دادند که چگونه برای اهداف علمی از صورت، نیمرخ و تمام بدن عکاسی کنند.
هر چند که طرز فکر سوروگین در آن زمان منحصر به فرد نبود، ولی مسافرت او به ایران و عکاسی از آنجا نشانه تصمیم قاطعانه، شهامت و پشتکار او می باشد. مسافرت کردن در قرن نوزدهم و قبل از آن نیازمند تهیه و تدارک و برنامه ریزی بسیاری بود. هتل و رستوران به آسانی پیدا نمی شد و راه ها نیز چندان مناسب نبودند. عبور از بعضی راه ها به دلیل اقوامی که در آن ناحیه زندگی می کردند خطرناک و مشکل آفرین بود. حمل وسایل سنگین عکاسی، همچون دوربین، سه پایه، وسایل لازم برای تاریکخانه، مواد شیمیایی و نگاتیوهای شیشه ای بر مشکلات عکاسان می افزود. مسافرت به تنهایی امکان پذیر نبود. فیکس سازی و چاپ عکسها بسیار مشکل بوده و همیشه امکان آسیب دیدن نگاتیو ها بر اثر شکستن، گرد و خاک و حشرات وجود داشت.
حدود سال 1870 سوروگین و برادرانش همراه یک کاروان بزرگ به ایران آمدند و در تبریز سکونت گزیدند. آنها بعد از مدتی در خیابان علا الدوله تهران ( خیابان فردوسی ) یک استودیو عکاسی گشودند که کارهای هنری آن را آنتوان و کارهای تجاری آن را برادرانش بر عهده گرفتند. در طول زمان سوروگین موفق به جمع آوری 7000 نگاتیو شیشه ای شد.
از آنجا که سوروگین سالها در تهران زندگی کرده و همسر او ارمنی ایرانی بود، موفق گردید تا به طبقات مختلف جامعه دستیابی پیدا کند. سوروگین به خاطر تکچهره های خوبی که می گرفت، عکاس عالیرتبه دربار ناصر الدین شاه و جانشینانش تا حتی رضا شاه گردید( 1925-1941 ). همچنین عکسهای او شامل عکسهایی از آثار باستانی چون پارسه ( تخت جمشید ) و نقش رستم، زندگی روزانه مردم و اقوام مختلف ایرانی می شود. همچنین بسیاری از توریستها و موزه ها و محققین از مشتریان او به حساب می آمدند.
در سال 1908 (سالی پر از نا آرامیهای سیاسی ) خانواده سوروگین به علت ارتباطشان با جنبش مشروطه دچار مشکلات زیادی شده و مجبور به پناه بردن به سفارت انگلستان گردیدند. با وجود اینکه سوروگین روسی بود ولی سفارت انگلستان را به سفارت روسیه که طرفدار جنبش ارتجاعی بود ترجیح داد. خانه های بسیاری از حمایت کنندگان از مشروطه غارت شده و خانه کنار استودیو سوروگین نیز بمب گذاری گردید که در نتیجه فقط دوهزار عدد از نگاتیوها باقی ماند.
در زمان رضا شاه نگاتیو ها به بهانه ی اینکه ایران قدیم و منسوخ شده را نشان می دهند توقیف گردید. بدین ترتیب تلاشها و سرمایه گذاری موفق سوروگین به پایان رسید. او در نهمین دهه ی زندگی اش دار فانی را وداع گفت و در مقبره خانوادگی اش در تهران به خاک سپرده شد.یکی از دختران سوروگین موفق شد ششصد و نود و شش نگاتیو توقیف شده را پس بگیرد.
از سایتهای زیر می توانید تصاویر بیشتری را ملاحظه کنید هر چند کیفیت چندان خوبی ندارند.