۱۳۸۷ بهمن ۱۱, جمعه

مرگ بر منافقین و ؟


به نام او
نمی دانم تو هم متوجه شده ای یا نه؟ که بعد از گذشتن چند سال از به درک واصل شدن صدام، جای اسم او در تکبیری که بعد از نماز جماعت می خوانند، خالی نمانده و برای جور شدن قافیه حالا شده مرگ بر منافقین و کفار، یادم هست اولین بار که این را از یکی از نماز گذاران در صنعتی شنیدم، پریشان شدم و کلی پا پیچش شدم که این را تو ساخته ای یا شنیده ای و... بعد کلی قسم و آیه که حق داریم؟ بگوییم یا نه؟
در فقه شیعه بین کافر حربی و غیر حربی تفاوت بسیار بزرگی وجود دارد و آرزوی مرگ کردن برای کافر به جرم کافر بودن در تضاد روشنی است با آیات قرآن، مثلاً در سوره ی ممتحنه که از همان ابتدای سوره صحبت با کسانی است که پنهانی با کافران دوستی می کنند و منع می کند ایشان را اما در آیه ی 8 و 9 به روشنی تصریح می فرماید که
خداوند شما را از کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی کند؛ چرا که خداوند عدالت پیشگان را دوست می دارد (8)
شما را تنها از دوستی و رابطه با کسانی نهی می کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرون راندن شما کمک کردند و هر کس با آنان رابطه دوستی داشته باشد ستمکار است (9)

***
همین حرفها را برای دوست مومنی می گفتم
که یادم آورد که شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه نه تنها دست کمی از آن اشتباه ندارد که حتی نا مشروع تر است و اینکه می گفت که آیت الله گلپایگانی هم با این شعار مشکل داشته و نهی می کرده است.
***
شعار های ما چه از روی سهل انگاری و چه از روی هر چه، هم ظاهر ماست و هم بدتر از آن به مرور اعتقاد ما و باطن ما می شود.

سفرنامه ی کیش: خلاصه


به نام او
به قول خواهرم؛ رفتیم چین را آباد کردیم برگشتیم.

سفرنامه ی کیش: مفصل


به نام او
از سفرم به کیش به قدری راضی هستم که دوست دارم تجربه اش را با تو تقسیم کنم، خدا را چه دیده ای شاید که تو هم روزی شما شدی و مثلاً ماه عسلت را آنجا رفتی. الهی آمین.
بگذریم به نظرم بهترین فصل ممکن برای رفتن به کیش همین وقتی است که من رفتم یعنی دی ماه که هوا عالی است یعنی حتی برای من که اهوازیم، تغییر دما عجیب بود، آنقدر خوب بود که بتوانم در دریا شنا کنم. کلاً جزیره ی زیبایی است که ساحل تمیزش بر خلاف جاهای دیگر متعلق به هیچ کس نیست و تو می توانی با خیال آسوده دور تا دور جزیره را لب دریا با دوچرخه گز کنی، که کرایه دوچرخه از قرار ساعتی 2 هزار تومان، که جاده ی مخصوص آن دور جزیره تاب می خورد و نشیب و فراز زیبایی دارد و خیلی لذت بخش است به خصوص که در مقایسه با غواصی، پارک دلفین ها یا جت اسکی از ارزانترین تفریحات کیش به شمار می آید.
کالاهای قابل خرید، به طور کلی شامل پوشاک، کیف و کفش، لوازم خانگی، لوازم آرایشی و شکلات است. در کیش به هیچ عنوان دنبال لوازم کامپیوتری مثلاً لپ تاپ نگردید. گشتیم نبود، نگرد، نیست. چیزهایی از قبیل ام پی تری پلیر، موبایل و دوربین دیجیتال را هم من شخصاً ترجیح می دهم از تهران بخرم، هر چند سونی و کانن آنجا نمایندگی دارند. پوشاک، کیف و کفش و ادکلن را در صورت حراج می توان با قیمت خیلی مناسب تهیه کرد. و کلاً قیمتها نسبت به اهواز به صرفه است، تقریباً همه ی بازارها مشابه همند و هیچ بازار تخصصی (به جز مثلاً بازار فروش مصالح ساختمانی) در کیش وجود ندارد.
ساحل جزیره هم به خاطر تمیز بودن، هم به خاطر آب زلالی که کف دریا و ماهیهایش پیداست و هم به خاطر ماسه سفید رنگش زیباست.
کیش غیر از این ها اماکن دیدنی ای هم دارد که بعضیهایش به یکبار دیدن می ارزد، مثل درخت کهنسال و کشتی سوخته که البته بستگی به سلیقه شما هم دارد.
مدت زمان بهینه برای گشت و گذار در کیش می تواند سه یا چهار روز باشد.
این خلاصه ی خیلی فشرده ای بود از امکانات و امتیازات سفر به کیش، البته اگر زمانی خواستی بروی می توانی تلفن بزنی تا مفصل تر روشنت کنم، بگذریم... طبق معمول سفر من بدون خاطر نبود که یکی اش را برایت می گویم؛
وقتی من و مادر و خواهرم کنار ساحل بودیم و طبق معمول دوربینم از من آویزان که تصمیم گرفتم یک عکس سه نفره بیاندازیم برای همین دوربین را به سمت یکی از کیشوندانی (یعنی اهالی کیش) که روی نیمکتی لمیده بود تعارف کردم و مودبانه خواستم که از ما عکس بیاندازد که از قضا از فرنگی بلغور کردن ایشان، مشخص شد که ایشان بر خلاف تصور بنده یکی از کیشوندانی که اشتباهاً کمی بیشتر بر روی اجاق مانده و دودی تر شده نیست بلکه اهل نیجریه است، و اسمش هم بنجامین بود و خلاصه با همان زبان دست و پا شکسته مان کلی با هم صحبت کردیم و عکسمان را هم انداخت و بعد یک عکس هم با هم انداختیم.

۱۳۸۷ دی ۲۴, سه‌شنبه

هم نشيني در جهنم

به نام او
راستي من يكي كه كم آوردم. مثلاً اين بار كه داشتم به زور سعي مي كردم بلاگ مصيبت زده ي رفيق جوانم را به اسم جار و جفنگ بخوانم ( نري بهش بگي ها!) مشمول امدادهاي غيبي شدم و پیرمرد از در درآمد . خلاصه صحبت از يكي از بنده هاي خداي همكار رفيقمان شد كه از قرار چند وقتي بود كم پيدا شده بود و پیرمرد بدون معطلی گفت : بين خودمون بمونه رفته زن گرفته. اگر نمي شناختمش چه بسا كه باورم مي شد. نمي دانم از اين پيرمرد مي شود حرف جدي اي هم شنيد يا نه؟! خودمانيم اگر شناسنامه اش را دستكاري نكرده بود و چند سال قبل باز نشست شده بود حالا راستي در اداره چيزي كم داشتيم.
در همين بين همکارمان او را صدا كرد كه اگر وقت كرديد زحمت بكشيد و اين فيلمهاي قديمي تان را ببريد. (فيلمها در واقع تصاوير راديوگرافي بودند كه براي بازرسي استفاده مي شدند). - چه فيلمي هستند؟ خوبند؟ - سياه و سفيد و قديمي مثل خودت.
- من فقط يه فيلمو تو زندگيم تا آخر نشستم نگاه كردم كه اسمش هم نشيني در جهنم بود قضيه يه سري آدم بود كه توي جهنم دمبله ديمبو راه انداخته بودند.... ( و خودش قاه قاه مي خنديد) توي جهنم كه چيزي براي از دست دادن نداري.... توي جهنمي ديگه.... نمیدونی چه بزن و برقصی بود! (و باز هم می خندید.)
***
خب اگر از اول اولش بخواهی بشنوی؛ این پیرمرد یکی از اولین دوستانی بود که در اداره پیدا کردم نه به خاطر اینکه من هم مثلاً مثل اوحاضر جواب و شوخ و شنگم،... خیلی نه؟... بلکه اتفاقی پسر او یکی از هم کلاسیهای دوره ی دبیرستان من بود راستش را بخواهی از نظر ظاهری خیلی شبیه او ولی 40 سال جوانتر. سر همین خیلی زود رفیق شدیم و من لطف پدرانه او را نسبت به خودم احساس می کردم و هنوز هم می کنم. وقتی از او پرسیدم که کی ها سرتان خلوت است که سراغتان بیایم با خنده جواب داد هر وقت خواستی اتاق ما اتاق خنده و شوخی اداره است، اولش باورم نشد ولی حالا فهمیده ام که راست است.

۱۳۸۷ دی ۱۶, دوشنبه

كريسمس غرب و عاشوراي غزه

به نام او
اين عنوان تيتر اصلي روزنامه ي ايران بود و هر چه فكر كردم گويا تر پيدا نكردم. راستي حالا فكر مي كنم كه آمادگي براي ظهور حضرت مهدي نه در توان نظامي و يا اقتصادي ما در برابر غرب بلكه به شعور همه ي جهان بر مي گردد يعني خيلي ساده خوب و بد را و ظالم و مظلوم را از هم تشخيص دهيم. وقتي مردم اروپا را مي ديدم كه در تظاهرات همدردي با مردم غزه شركت كرده اند در همان حالي كه خون خونم را مي خورد از اين همه ظلم آشكار و فريبكاري ؛ دلم به حال خودم مي سوخت كه هيچ نمي كنم و خوشحال بودم كه آنها فهميده اند.
بايد راهي باشد
بايد راهي باشد