به نام او
نمی دانم تو هم متوجه شده ای یا نه؟ که بعد از گذشتن چند سال از به درک واصل شدن صدام، جای اسم او در تکبیری که بعد از نماز جماعت می خوانند، خالی نمانده و برای جور شدن قافیه حالا شده مرگ بر منافقین و کفار، یادم هست اولین بار که این را از یکی از نماز گذاران در صنعتی شنیدم، پریشان شدم و کلی پا پیچش شدم که این را تو ساخته ای یا شنیده ای و... بعد کلی قسم و آیه که حق داریم؟ بگوییم یا نه؟
در فقه شیعه بین کافر حربی و غیر حربی تفاوت بسیار بزرگی وجود دارد و آرزوی مرگ کردن برای کافر به جرم کافر بودن در تضاد روشنی است با آیات قرآن، مثلاً در سوره ی ممتحنه که از همان ابتدای سوره صحبت با کسانی است که پنهانی با کافران دوستی می کنند و منع می کند ایشان را اما در آیه ی 8 و 9 به روشنی تصریح می فرماید که
خداوند شما را از کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی کند؛ چرا که خداوند عدالت پیشگان را دوست می دارد (8)
شما را تنها از دوستی و رابطه با کسانی نهی می کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرون راندن شما کمک کردند و هر کس با آنان رابطه دوستی داشته باشد ستمکار است (9)
***
همین حرفها را برای دوست مومنی می گفتم
که یادم آورد که شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه نه تنها دست کمی از آن اشتباه ندارد که حتی نا مشروع تر است و اینکه می گفت که آیت الله گلپایگانی هم با این شعار مشکل داشته و نهی می کرده است.
***
شعار های ما چه از روی سهل انگاری و چه از روی هر چه، هم ظاهر ماست و هم بدتر از آن به مرور اعتقاد ما و باطن ما می شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر