ه نام او
امسال خوب دوام آورده بود. بهار را می گویم همان که همه در خوزستان می دانند که چه کوتاه است و چه راحت می شکفد و پر پر می شود. راستی عمر پروانه ها حتی کوتاه ترست و حالا فصل آنها یا بهتر است بگویم هفته آنها بود و کمتر جایی خالی از آنها می دیدی به خصوص اگر مثل من سواره و تخته گاز می راندی و می دیدی که صدها پروانه که همه از شرق به غرب جاده سبک می پرند چطور گاهی به درون پروانه رادیاتور کشیده می شوند، گاهی به شیشه ماشین برخورد می کنند یا بر اثر حرکت ماشین به سویی کشیده و رانده می شوند. البته بعضیها هم می گذشتند.
دقت که می کردی راستی تکان دهنده بود، حالا کثیف شدن شیشه ماشین و زحمت پاک کردن آنها که تقریباً به شیشه جوش خورده بودند به کنار، چیز دیگری حتی تکان دهنده تر
که یادت می آمد که چه ساده و آسان زندگی ما هم تمام می شود مثل پروانه ها