۱۳۸۸ فروردین ۱۹, چهارشنبه

فیه ما فیه: عشق لیلی



به نام او

آورده اند که پادشاهی مجنون را حاظر کرد (و گفت) که ترا چه بوده است و چه افتاده است خود را رسوا کردی و از خان و مان بر آمدی و خراب و فنا گشتی لیلی چه باشد و چه خوبی دارد بیا تا ترا خوبان و نغزان نمایم و فدای تو کنم و بتو بخشم چون حاضر کردند مجنون را و خوبانرا جلوه آوردند مجنون سر فرو افکنده بود و پیش خود می نگریست پادشاه فرمود آخر سر را بر گیر و نظر کن گفت می ترسم عشق لیلی شمشیر کشیده است اگر بردارم سرم را بیندازد غرق عشق لیلی چنان گشته بود آخر دیگران را چشم بود و لب و بینی بود آخر در وی چه دیده بود که بدان حال گشته بود؟

فیه ما فیه، جلال الدین محمد مولوی، با تصحیحات و حواشی بدیع الزمان فروزان فر،تهران، امیر کبیر، ص 51

هیچ نظری موجود نیست: