۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۹, شنبه

تاملاتی بر مفهوم وطن1: مفهوم سکونت



به نام او

آن زمانها که جوانتر بودم و ادعایم بیشتر، هیدگر می خواندم یادش به خیر باد. هنوز هم نمی دانم که چقدر دستگیرم شد. این بماند تا بعد اما حالا مدتی است که هر وقت که شعار پشت یک تریلی یا وانت یا هر چه از این قبیل را مانند

بالاتر از مادر خدای مادر

یا سید عباس

ماک کوچولو غصه نخور تو هم یه روز بزرگ می شی

و یا این جمله ای که پشت دستگاه کمپرسور هوا دیدم که

بی تو نفس کم میارم...

را می بینم دو باره و دوباره این صحبت معروف هیدگر در ذهنم تداعی می شود و به جولان در می آید که آدمی شاعرانه سکنی می گزیند

شاعرانه یعنی که تفاوتی نمی کند که ما چقدر شعر می فهمیم یا نمی فهمیم یا چه تحصیلات و شخصیتی داریم اما این جزئی از ما، انسانها، است که بر مسکن و محیط اطرافمان رنگمان و رنگ ریشه هایمان را نقاشی کنیم. یعنی همان پیوند معنوی که هر کس به طریقی به دنبال آن است یا ادعای آن را دارد این موضوع همانقدر که بدیهی است عمیق است. این ها جنبه هایی از زندگی ماست که هویت ما را شکل می دهد و می سازد. و بخش بسیار مهمی از خوشبختی ما در گرو ایجاد و اداره این پیوندهاست. یعنی به سادگی اما عمیقاً احساس و درک اینکه در خانه، آبادی، نهادهای مربوط به زندگی در جمع و خلاصه وطن(مجموع هر سه اینها) خودمان هستیم و هر کدام از اینها به ساحتی از شخصیت و نیازهای ما بر می گردد (خانه احساس نیاز به محیط خصوصی، آبادی محلی برای داد و ستد از همه نوع مثلاً داد و ستد اندیشه ها و احساسات، نهادها هم محلی برای توافق با دیگران در پذیرش ارزشهای مشترک) که باید ارضا کنیم و درک آن می تواند به فهمیدن خودمان و کیفیت زندگی مان کمک می کند. به عبارت دیگر انسان زمانی بر خود وقوف می یابد که مسکن گزیده و در نتیجه هستی خود را در جهان تثبیت کرده باشد.

مراجع:1. اگزیستانسیالیسم چیست؟ (متاسفانه اسم نویسنده یا مترجم به خاطرم نمی آید، یکی از کتابهایی که پیشترها سر یکی از کلاسهای خیلی پر بار گروه معارف می خواندم.)

2. مفهوم سکونت: به سوی معماری تمثیلی، نوشته ی کریستیان نوربری شولتز؛ ترجمه ی آزاد محمود امیر یار احمدی- تهران: آگه، 1381

هیچ نظری موجود نیست: