۱۳۸۹ شهریور ۱۰, چهارشنبه

ضربه

به نام او
حدیثی است از پیامبر که ضربه علی در جنگ خندق برتر از عبادت جن و انس است.
در این گفته پیامبر چیزی هست که هر بار که می شنوم برای من تداعی می شود و آن مفهوم ضربه است، که تجرد از زمان خود به خود در آن مستتر است، چیزی که اگر بر آن تامل کنیم و بدانیم که راستی زمان در اینجا به صفر میل می کند، شاید خیلی ناراستیهای عقاید و خیالات ما را بشوید.
خیالاتی از این قبیل که چقدر فرصت دارم چند سال گذشته و چند سال مانده؟ راست است که تقید انسان به زمان موجب خسران اوست اما رستگاریش بی زمان است و راه رستگاری نیز و این خیالات خود رهزنی است.
در اینجا بد نیست که ذکری از تبلور ذن در آیین سامورایی ها کنم هر چه هست آنها مفهوم ضربه را می فهمیدند چه در ضربه شمشیر و چه در لحظه رها کردن زه کمان و امثال آن.
در کتاب ذن در هنر کمانکشی وقتی نویسنده غربی کتاب به مرشد خود یادآوری می کند که چهار سال را در ژاپن گذرانده است و مدت اقامتش محدود است (ولی هنوز چیزی را که باید درک نکرده است)، استاد به سادگی پاسخ می دهد که راه نیل به هدف اندازه پذیر نیست. هفته ها، ماهها و سالها چه اهمیتی دارد؟
(ذن در هنر کمانکشی، اوگن هریگل، ترجمه جاوید جهانشاهی، چاپ اول 1367، نشر پرسش).

هیچ نظری موجود نیست: