به نام او
خودمانیم این هم شد دنیا که سر و تهش پیداست و شرق و غربش و همه چیز را می شود با علم فهمید، حدس زد یا در باره توانایی حدس زدنش حدس زد این دنیای کوچکی که هیچ جزیره ناشناخته ای ندارد و هواپیما قبل از تولد ما اختراع شده و همه فهمیده اند که رفتن به کرّات دیگر علاوه بر اینکه به یک سازمان علمی پیچیده علمی نیاز دارد توجیه اقتصادی ندارد
انگار دیر به دنیا آمده ام خیلی دیر
دیگر نه کسی کتاب عجایب نامه می نویسد و نه سندباد نامه و سفرهای گالیور را کسی باور می کند. ظلمات را حتماً می توان با نور افکنی، چیزی روشن کرد و آب حیات را کسی لازم ندارد که حتی ایرانیها هم سلولهای بنیادی ساخته اند
بیچاره من که حتی برای دُن کیشوت بودن هم قرنها دیر کرده ام
خیال مادر علم است و علم دشمن خیال
در روزگار ما خیال زیاد است آنقدر از در و دیوار می ریزد که به زور بتوانم بیست قدم در دنیای خدا روی زمین راه بروم و سر از آن ور ابرها در نیاورم اما عیب کار اینجاست که وقتی این فیلم و آن فیلم را که از روی یکی دیگر از این کمیک استریپ های چند دهه پیش ساخته اند میبینی همیشه یادت هست که خیال خیال است و علم علم نهایتاً به چیزی شبیه هری پاتر یا فیلم نفرت انگیز سیصد که یک شبه کسی را میلیونر کرده است و به زحمت بتوانی معنی بیشتری برایش پیدا کنی
خیال خیال است و علم علم
خیال مادر علم است و علم دشمن خیال
چرا راستی چرا اینقدر پیچیده است ساختن رایانه، اتو مبیل، ماهواره...ناامید میروم و بادبادکم را می سازم و تحسین و نفرین برای برادران رایت
*****************************************************************
راستی داستان جزیره ناشناخته ساراماگو را خوانده ای؟ یادت هست؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر